بیا عاشقی را رعایت کنیم

مستی عاشقان خدا از سبوی ماست

بیا عاشقی را رعایت کنیم

مستی عاشقان خدا از سبوی ماست

مشخصات بلاگ
بیا عاشقی را رعایت کنیم

سر خم می سلامت
من شکستم
فدای سرت

ز هر چه پر کندم من " سبوی" تسلیمم

سبو یعنی ظرف سفالینی که در آن آب کنند یا غیر آن...

سبو سیاسی شاید باشد اما از سیاست نمینویسد
سبو بازاریابی خوانده است اما از بازاریابی نمینویسد
سبو دوست ندارد صرفا از اعتقاداتش بنویسد
سبو قرار نیست مطلب علمی بنویسد
سبو از روزمرگی های خودش طنز،تلخ،جدی، عاشقانه، شعر ،حکایت
سبو ازهرچیزی که کشش برای نوشتنش داشته باشد مینویسد
اینها را گفتم که اگر قصد نوشیدن جرعه ای
از این سبو دارید بدانید که داخل سبو چه هست و چه نیست

عَرَفْتُ اللهَ سُبْحَانَهُ بِفَسْخِ الْعَزَائِمِ (1) وَحَلِّ الْعُقُودَ، نَقْضِ الْهِمَم(خدا را با فسخ تصمیم ها، و به هم خوردن نیات و باز شدن گره اراده ها شناختم. حکمت 247 نهج البلاغه

طبقه بندی موضوعی

انسان دو گونه است

شنبه, ۳۱ مرداد ۱۳۹۴، ۱۱:۴۶ ب.ظ

با اینکه چند  روزه باهم سر سنگینیم من ناراحتم او هم ناراحته 

اما من تموم تلاشم رو میکنم تا جلب توجه کنم 

انگاری نیاز دارم به اینکه نازم رو بکشه

رفتم سراغ جعبه داروها شروع کردم به گشتن میون قرص و دواها هدف خاصی نداشتم فقط سر و صا ایجاد میکردم تا ازم بپرسه داری دنبال چه قرصی میگردی

همیشه همین که صدای گشتن توی قرصا رو میفهمه اولین نفر و تنها کسیه که میپرسه چی شده دنبال چی میگردی ؟ چه قرصی میخوای؟ کجات درد میکنه؟ 

اما ایندفعه هرچی بیشتر تق و تق میکردم از توی آشپزخونه گوشه نگام  به عکس العملش بود اما نگاش طبق معمول هرشب نگاش توی جدول بود و هیچ عکس العملی نشون نداد. در جعبه داروها رو محکم به هم کوفتم تا شاید بپرسه چی شده اما حتی سرشم رو بالا نیاورد. 

منم بی تفاوت رفتم از اتاق بیرون 

اومد روی حیاط نشست و منم مشغول مسواک زدن و همش داشتم به این فک میکردم که چه کار کنم. یه هویی نشستم لب باغچه و سرم و گذاشتم رو پا و هی اعظم و صدا میزدم که برام یکم عرق نعنا بیاره.....

ایندفعه دلش طاقت نیاورد پرسید چی شده 

گفتم هیچی

دوباره پرسید چته

گفتم هیچیم نیست

گفت یه باکیت هست الکی نگو داشتی دنبال قرص میگشتی چه قرصی میخواستی؟؟؟؟

اما من ............................

فقط دوست دارم حتی وقتی تمارض هم میکنم نازم را بکشد 

تو دلم گفتم هیچیم نیست فقط دوست داشتم ازم بپرسی چته؟؟؟ همی

  • س ب و ...

نظرات  (۷)

  • بنت شهرآشوب
  • مادر تنها کسیه که هیچوقت به دوست داشتنش شک نمی کنی و همیشه بی هیچ چشمداشتی منتت رو می کشه
    دیگه خدا موجودی مهربونتر از مادر نیافریده
    پاسخ:
    اشرف شبیه مادرا حرف میزنی(شیطنت)
    خوب بود اما این متن ظرفیتی بیشتر از مادر و غیر مادر داره. چون این دعوا و کج خلقی و نگاههای پنهانی فضاش جدا از رابطه ی مادر و غیر مادره...
  • بنت شهرآشوب
  • چه میدونی خواهر! شایستی هم مادر شده باشم خخخخخخخخخخ (خنده ی قهقهانه)
    پاسخ:
    شاید کسی چه میدونه
    آخی...
    خدا حفظش کنه!
    مادر !!!
    دلم برای دوباره سالم و شاد و خندون دیدنش تنگ شده...کاش بهتر بشه!
    پاسخ:
    خدا بد نده ریحان جان مگه چی شده اتفاقی برا مادر افتاده؟؟؟
    ریحان با محفل ادبیمون که موافخی راهش بندازیم یه کم از این کسالت بیایم بیرون
    چیز خاصی نیس الحمدالله بهترن!
    بلیا موافخانیم!
    پاسخ:
    خب خدا رو شکر ان شاالله که بهترن میشن پس باید به اشرف فشار بیاریم که هرچه سریع تر اقدام کنه
  • محسن نقدی
  • سلام
    بلاگفا بازم ریخته بهم. حالا تا کی درست شه خدا داند!
    همین جا میام و میخونمتون.
    اخیرن قصد ندارین وارد جرگه ی فیس بوک و اینستا بشین دیگه؟
    مادر
    به خرفش گوش کن و اینقدر اذیتش نکن

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">