بیا عاشقی را رعایت کنیم

مستی عاشقان خدا از سبوی ماست

بیا عاشقی را رعایت کنیم

مستی عاشقان خدا از سبوی ماست

بیا عاشقی را رعایت کنیم

سر خم می سلامت
من شکستم
فدای سرت

ز هر چه پر کندم من " سبوی" تسلیمم

سبو یعنی ظرف سفالینی که در آن آب کنند یا غیر آن...

سبو سیاسی شاید باشد اما از سیاست نمینویسد
سبو بازاریابی خوانده است اما از بازاریابی نمینویسد
سبو دوست ندارد صرفا از اعتقاداتش بنویسد
سبو قرار نیست مطلب علمی بنویسد
سبو از روزمرگی های خودش طنز،تلخ،جدی، عاشقانه، شعر ،حکایت
سبو ازهرچیزی که کشش برای نوشتنش داشته باشد مینویسد
اینها را گفتم که اگر قصد نوشیدن جرعه ای
از این سبو دارید بدانید که داخل سبو چه هست و چه نیست

عَرَفْتُ اللهَ سُبْحَانَهُ بِفَسْخِ الْعَزَائِمِ (1) وَحَلِّ الْعُقُودَ، نَقْضِ الْهِمَم(خدا را با فسخ تصمیم ها، و به هم خوردن نیات و باز شدن گره اراده ها شناختم. حکمت 247 نهج البلاغه

طبقه بندی موضوعی

۱۹ مطلب در خرداد ۱۳۹۸ ثبت شده است

نبض مرا بگیر

۳۰
خرداد



نبض مرا بگیر و ببر نام خویش را 
تا خون بدل به باده شود در رگان من 
گفتی : غریب شهر منی این چه غربت است 
کاین شهر از تو می شنود داستان من 

حسین منزوی


پ ن کامل این غزل رو اگه دوست داشتید بخونید خیلی قشنگه

باید اعتراف کنم من بلد نیستم اینجا صوت و فیلم بذارم

  • س ب و ...

سرخیو راموس آنقدر در دقایق پایانی برای رئال‌مادرید گلزنی کرد که دقایق بعد از دقیقه ۹۰ به «راموس‌تایم» معروف شود.

راموس در این باره گفت: «حضور در مادرید تو را مجبور می‌کند تا پایان برای هدف خود بجنگید. تا آخرین لحظه ممکن است هر اتفاقی بیفتد. طرز تفکر من نیز این چنین است. در لحظات سخت، زمانی که تحت فشار قرار دارم بیشتر احساس راحتی می‌کنم.

 

یه بار سر اینکه همه کارام رو میگذارم لحظه آخر انجام میدم بهم گفتن شبیه راموس تایمی تا زمانت تموم نشه کارت رو انجام نمیدی 


زندگی توی وقت اضافه لذت خاص خودش را دارد این را آنهایی درک میکنند که خود را مقید نکرده اند به اینکه هر کاری را در زمان اصلی خودش انجام بدهند 

هیچ وقت نتونستم کاری را در طول زمان و با آرامش خاطر از اینکه فرصت دارم انجام بدهم 

همیشه از تحت فشار زمان بودن برای انجام کارهایم لذت میبرم 

. بهترین کار هایم رو  در سخت ترین لحظات از نظر زمانی انجام داده ام 

اینجوری بودن ریسکش خیلی بالاست یه ذره اشتباه در محاسبه زمان وقت اضافه رو از دست میدهی 


پ ن : کم کم داریم به وقت اضافه میرسیم  الان که سوت پایان رو بزنند دیر بجنبیم تموم شده توی این زمان میشه همه چیز رو تغییر داد میشه هم نشست و گفت تموم شد  

تا آخرین لحظه ممکن است هر اتفاقی بیفتد

چقدر از این برادر  راموس تایم و طرز تفکرش خوشم اومده 


پ ن:  حرفی برای زدن نیست سکووووووت میکنیم 





  • س ب و ...


والا حالا که ما  از اینستا با اون همه امکاناتش کندیم اومدیم بیان این درسته که هیچ امکاناتی نداشته باشیم 

 رئیس اینستا هر روز صبح که از خواب پا میشدیم میدیدم یه امکاناتی اضافه  کرده بود

فقط مونده بود  هر روز صبح یه لیوان آب پرتقال بهمون بده 

توقع جنات تجری .... که از شما نداریم 

دور همیم اومدیم داریم سیستم وبلاگتون رو سر پا نگه میداریم 

دیدیم همشهری هستیم گفتیم بذار یه لقمه نون تو جیب شما هم بره حالا که ما اون همه امکانات اونور آبی رو ول کردیم اومدیم اینجا شماهم بیا حرف این همه آدم رو زمین نزن یه ذره ارتقا بده 

امکان پاسخ دادن به نظرات دیگرون برای همه  رو بذار این مورد برا وبلاگای گفتگو محور از نون شب واجب تره 

نسخه موبایلیشم دوستان اصرار دارن که بدی بیرون به جان عزیزت من خودم مشکلی ندارم آخه کلا با گوشی مینویسم دارم واسه بقیه دوستان میگم

برا من یه امکان استوری اضافه کنی خیلی ممنون میشم نیست تو اینستا بد عادت شدیم حالا بازم هر جور خودت میدونی

یه کم امکان عکس گذاشتن اینجا سخته میشه یه کاری کنی راحت عکس بذاریم 




شرمنده میدونم این یکی به شما ربطی نداره ولی کولر خونه ما خیلی بادش گرمه به نظرتون هیچ راهی نداره یکم بادش خنک بشه 


بعد دو ماه چند روزی هست برگشتم اینستا با یه صفحه جدید خالی هیشکی توش نیست البته مثل قبل خیلی حوصله اینستا ندارم فضای وبلاگ دوست داشتنی بود بعد سالها دوباره وبلاگی شدم هرچند خیلی کمبودا داره که اعصابت رو خرد میکنه ولی  خب فعلا قصد ندارم که توی اینستا فعال باشم 


یه آفرین باید به خودم بگم به خاطر اینکه جسارت پاک کردن صفحم رو داشتم با اینکه خیلی بهش وابسته بودم اما با خودم لج کردم و پاکش کردم آدم باید وقتی یه کار خوب میکنه خودش رو تشویق کنه



  • س ب و ...

انگشت بریده

۲۷
خرداد

همسر یکی از دوستام به سبک هایکو شعر میگه 

گفتم یکی از شعرای همسرت رو بفرست این رو فرستاد:

با انگشت بریده ات قهوه ام را شیرین میکنم و باز کنار فنجان میگذارمش(مهدی قنبری)

یاد یه خاطره ای افتادم یه هم اتاقی داشتیم مستقیم نمیگم کی😄😄😄

آخر هفته تنهاش گذاشته بودیم تو اتاق رفته بودیم خونه شنبه که اومدیم دیدیم نیست یه جوری رفته انگاری فرار کرده بعد بهش گفتم چی شد چرا رفتی گفت هیچی نصف شب به سرم زد مطالعه کنم کتاب ناصر ارمنی امیرخانی رو میخوندم داستان انگشتر  توی داستان طرف انگشت بریده یکی رو توی تشکش میبینه نصف شبی هم اتاقیمون رو تنهایی خوف بر میداره اصن سر همین قضیه یه ماه بیشتر با ما هم اتاقی نموند 

فقط میخواستم بگم ببین مردم با انگشت بریده چقدر عاشقانه زندگی میکنند


چقدر خوبه که استاد راهنمای آدم خانوم باشه واسه پیام دادن بهش مجبور نیستم فکر کنم جمله بندیم چه جوری باشه راحت بهش پیام میدم 



  • س ب و ...

لقمه دهن

۲۷
خرداد


جرّ و منجر کردن با احمد کبری خانم ،عایدی ندارد حاج آقا! حرف را باید به او تنقیه کرد که آن هم فعلاً میسّر نیست.

طفلکی پیرزن ،چه لعبت های آفتاب ندیده ای را از همین محله ی خودمان برایش تکه گرفت.قبول نکرد.عشق صبیه ی آمیزفلاح، حسابی کر و کورش کرده.به همین برکت قسم،چقدر برایش روضه خواندم که اینها در قد و قواره ی تو نیستند. لقمه را قاعده ی دهانت بردار.آمیز فلاح،گربه ی عمارت شان مستطیع و واجب الحج ست.یک روز خرج مطبخ شان قوت سال شماست... گوشش بدهکار نیست.

دین و دنیایش شده ته تغاری آمیزفلاح.زلفش را که بلند کرده هیچ،مسجد هم نمی آید.روی گاری را هم داده خطاطی کرده اند:

"فلاحُ خیر حافظا و هو ارحم الراحمین"

می ترسم به کفریات بکشد کار این جوانک یالغوز.

دعایش کن حاج آقا


پ ن۱ :کتاب گچ پژ محسن رضوانی از خرید های نمایشگاه کتاب امسال

پ ن۲ این رو که خوندم یاد ازدواج اخیر یکی از آشناها افتادم  مثلا برا دعوت پیام داده بود پنجشنبه جاجرود منتظرتونیم میخواستم بهش پیام بدم مومن ما که میدونیم نمیخواستی دعوتمون کنی فقط میخواستی بگی عروسی جاجروده  آخه آدم وقتی میخواد یکی رو دعوت کنه آدرس دقیق میده نه اینکه فقط اسم منطقه رو بنویسه  

  • س ب و ...

زیارت آخر

۲۵
خرداد

همیشه دوست داشتم ضریح رو از سمت ورودی آقایون ببینم یه بار از سمت گوهرشاد رفتم که برم خادما نذاشتند 

امروز خیلی خلوت بود برای زیارت وداع اومدم سر ظهر تقریبا خلوت ترین حالت این چند روز رو داشت 

دوباره رفتم سمت ورودی آقایون دیدم خیلی خلوته هیشکی نیست  خادما سرشون گرم حرف زدن بود بی هوا سرم و انداختم پایین رفتم تا نزدیک سمت در ورودی آقایون ایستادم سلام دادن

خادمه دید پشت سرم اومد که خانوم از این طرف نه از بیخ عرب شدم داشت با عربی حالیم میکرد که از کدوم سمت برم که من فضولیم ارضا شده بود و دیگه یه سلامم داده بودم با علامت سر فهموندم که فهمیدم اشتباه اومدم

ولی انصافا خیلی خلوت بود طرف آقایون خلوت خلوت 

هیشکی نبود 

طرف خانوما در خلوت ترین حالتش باید زری کماندو باشی که بتونی دست به ضریح برسونی 


  • س ب و ...

بی ربط پسندان

۲۳
خرداد

یه استادی داشتیم من خیلی خوشم میومد از درس دادنش باهاش کنترل کیفیت داشتیم یه درس آماری محض یهوو وسطش میدیدی میرفت توی قران داستان حضرت سلیمان و مورچه رو میگفت یا مثلا از تذکره الاولیا و فیه ما فیه شروع میکرد صحبت کردن همه کلاساش همینجوری بود خیلی دوست داشتم سبکش رو یه بار با یکی از این خیلی درسخونای کلاس داشتیم در مورد استادا صحبت میکردیم گفتم فلانی خیلی خوبه ها گفت اصلا خووب نیست گفتم اواااا این واقعا فوق العادست گفت نه اینم وسط درس چرت و پرت میگه مطالبش ربطی به هم نداره استادی خوبه که بیاد درسش زو بده و بره اینقد بی ربط حرف نزنه خیلی برام عجیب بووود من سر کلاس این استاااد کیف میکردم اصن عاشق این گریز زدناش بودم.....

جالبه گاهی میشینم نظرات وبلاگ فیش نگار رو میخونم میبینم دقیقا یه تعداد به همین بی ربط نوشتن مطالب گیر میدن یاد همکلاسی درس خونمون افتادم 

نمیدونم واقعا چه نوع تفاوتی توی طرز تفکرمون وجود داره


همه خانواده شماره ملی هاشون رو توی نرم افزار رضوان ثبت کردن برا غذا حضرتی ولی من حاضر نشدم خواهرم فهمید چرا گفت حالا اگه اون با رفقاش رفته باشه و غذا حضرتی خورده باشه چیکار میکنی گفتم آدمی که اینقد بی معرفت باشه به درد زندگی نمیخوره منم 😄😄😄😄


  • س ب و ...

مکان. حرم امام رضا صحن انقلاب

زمان صبح چهارشنبه بیست و دوم خرداد ۹۸

یکی دو ماه پیش که خانواده برنامه ریختند برای مشهد به تاریخ اعتراض کردم که آقا من امتحان جامع دارم نمیتونم بیام ده روز دیرتر برید که منم بیام

گفتند نه ما همین تاریخ میریم تو مشکل خودته

گفتم حداقل موقع امتحان جامع باشید بهم روحیه بدید سخته بخدا 

گفتن بیا بروو عامو یادت رفته یه روز صبح پا شدی از خونه رفتی بیرون ظهر برگشتی گفتیم کجا بودی گفتی کنکور داشتم حالا واسه امتحان جامع توقع داری سفرمون رو کنسل کنیم دلیلشون اینقد قانع کننده بود که حرفی نزدم

گفتم دلتون میاد بدون من برید 

گفتن آره اصلا همین تاریخ میریم که تو نیای گفتند زیادیت میشه تو یه سال گذشته سه بار مشهد رفتی کربلا رفتی قم رفتی همش در حال رفتن بودی 

هنوزم سه ماهه نیست که از مشهد برگشتی رو دل میکنی 

گفتم باشه فک کردین دست شماست؟

خب سیل اومد امتحان اردیبهشت و فروردین msrt به تاخیر افتاد باید مدرک زبانم رو قبل امتحان جامع تحویل دانشگاه میدادم نشد مجبور شدم حذف ترم کنم

خانواده هم بلیط قطار گیرشون نیومد از اونجا که من با یه آژانس مسافرتی آشنا بودم گفتند زنگ بزن ببین میتونی برامون بلیط جور کنی زنگ زدم یه دونه بلیط بود بهشون گفتم یه دونه بلیط هست برا خودم هتل که رزرو کردین من اتاق دارم میرم شما هم اگه امام رضا طلبیدتون بیاید:))))

دیگه دیدم خیلی حالشون گرفته شد پیگیری کردم براشون بلیط جور کردم با خودم آوردمشون مشهد




  • س ب و ...

شاید باورتان نشود اما سیل عید امسال مرا فردا راهی مشهد کرده است

پیدا کنید پرتقال فروش را 

ربطش خیلی زیاد است

اگه تونستید ربطش رو پیدا کنید؟؟؟

جایزشم دعا میکنم همتون اربعین کربلا باشید

  • س ب و ...
1- یک بار اوایل که هنوز اصفهان را بلد نبودم میخواستم بروم میدان نقش جهان خیابان های اطرافش بودم  از یک پیرمردی که یک لباس قرمز خیلی جیغغغغ با یک شلوار لی آبی و کروات و عینک آفتابی خفن داشت پرسیدم ببخشید میدون نقش جهان از کدوم سمته 
اقای محترم یک نگاهی به ما انداخت و گفت بهت نمیاید طاغوتی باشی 
گفتم برا چی طاغوتی باشم گفت آخه میگی نقش جهان 
گفتم چه ربطی داره خب اسمش نقش جهانِ گفت نه دخترم انقلابیا اسمش رو گذاشتن میدون امام الانم اگه بگی نقش جهان بهت میگن طاغوتی 
فرصت بحث نبود که بهش بگم اسم نقش جهان هیچ ربطی به طاغوت نداره و از زمان صفویه این اسم بوه لبخندی زد و لبخندی زدم و آدرس را گرفتم و رفتم میدان امام
و اما بعد...

2- همیشه از گفتن میدان نقش جهان بیشتر لذت میبرم تا گفتن میدان امام یکی از اشتباهات این است که همه نام ها و اسم ها شبیه هم بشود همه میدان ها بشود امام و انقلاب و آزادی آن وقت چه تفاوتی میان اصفهان و تهران وشیراز و یزد و ... قرار است وجود داشته باشد یکی از اشتباهاتی که هویت شهری خیلی از شهر های ما را از بین میبرد همین یکسان سازی های بی مورد است یکسان سازی ساخت و ساز شهری  و نام گذاری ها هویت بومی شهر ها را از بین میبرد 
از منظر تصویر سازی هم که فکرش را بکنید اگر کسی میدان امام را ندیده باشد با شنیدن نام میدان امام این تصور ایجاد میشود که حتما یک میدانی هست با تمثال امام خمینی یا به دستور امام خمینی ساخته شده است 
اما نام نقش جهان به خودی خود تصویر سازی عمیق تری از یک بنای تاریخی را در ذهن ایجاد میکند.

3- چرا فکر میکنیم برای زنده نگه داشتن اندیشه و تفکر امام باید فقط نامش را صرفا به روی یک بنایی بگذاریم خیلی وقت ها وارد میدان امام میشوی اما هیچ اثری از تفکر امام در آنجا دیده نمیشود 
خیلی ها نام امام را با خودشان یدک میکشند و هیچ نسبت فکری با امام جانمان ندارند، و چه آدم هایی که از فرسنگ ها دور احیا گر تفکر امام میشوند 
شهدا و امام بیش از آنکه به نام گذاری نیاز داشته باشند به تبیین تفکرشان توسط مدعیان سینه چاکشان نیاز دارند........

4-یک اتفاق بدی که بعد از انقلاب توسط عده ای تند رو و به اصطلاح انقلابی خیلی شدید افتاد همین از بین بردن برخی بناهای تاریخی صرفا به خاطر اینکه قبل از انقلاب ساخته شده است بود خیلی هایش بنای تاریخی بود که هیچ ربطی به طاغوت و پهلوی نداشت
خیلی از تغییر نام های اشتباهی که صورت گرفت 

5-حتی به طور کلی جدا از بحث افراطی بودن در این نوع رفتار ها یکی از راه هایی که کشور ما میتواند کسب در آمد کند استفاده از همین هویت تاریخی نمودار شده در اِلمان های شهری است نباید اجازه داده شود تا همه شهر ها به صورت یکسان و مدرن ساخته شود نام گذاری ها یکسان شود اتفاق بدی که برای تهران افتاده است و به ترتیب دارد دامنگیر همه کلان شهر ها و بعد هم احتمالا شهر های کوچکتر میشود وقتی به تهران وارد میشوی هیچ دوره تاریخی به چشمت نمیاید فقط مشتی سنگ و سیمان و برج اتفاقی که در بالا شهر های اصفهان هم در حال شکلگیری هست ایضا در یزد در حالی که ما باید با ورود به هر شهری که پیشینه تاریخی دارد تفاوت ها را کاملا حس کنیم و بفهمیم وارد ساختاری متفاوت شده ایم(حوصلم نمیشه بیشتر بنویسم:)))))

اصلا یادم نبود فردا رحلت امام همیشه چهارده خرداد یک غمگینی خاص خودش رو دارد کاش واقعا احیا گر تفکر امام باشیم

چقدر علمی شد بحث بهم نمیاد نه؟؟؟

پ ن : البته با برخی از تغییر نام ها موافقم هرچی که اسم فرح و آریا مهر و پهلوی و اینا هست باید عوض بشه 
 

  • س ب و ...