بیا عاشقی را رعایت کنیم

مستی عاشقان خدا از سبوی ماست

بیا عاشقی را رعایت کنیم

مستی عاشقان خدا از سبوی ماست

مشخصات بلاگ
بیا عاشقی را رعایت کنیم

سر خم می سلامت
من شکستم
فدای سرت

ز هر چه پر کندم من " سبوی" تسلیمم

سبو یعنی ظرف سفالینی که در آن آب کنند یا غیر آن...

سبو سیاسی شاید باشد اما از سیاست نمینویسد
سبو بازاریابی خوانده است اما از بازاریابی نمینویسد
سبو دوست ندارد صرفا از اعتقاداتش بنویسد
سبو قرار نیست مطلب علمی بنویسد
سبو از روزمرگی های خودش طنز،تلخ،جدی، عاشقانه، شعر ،حکایت
سبو ازهرچیزی که کشش برای نوشتنش داشته باشد مینویسد
اینها را گفتم که اگر قصد نوشیدن جرعه ای
از این سبو دارید بدانید که داخل سبو چه هست و چه نیست

عَرَفْتُ اللهَ سُبْحَانَهُ بِفَسْخِ الْعَزَائِمِ (1) وَحَلِّ الْعُقُودَ، نَقْضِ الْهِمَم(خدا را با فسخ تصمیم ها، و به هم خوردن نیات و باز شدن گره اراده ها شناختم. حکمت 247 نهج البلاغه

طبقه بندی موضوعی

۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «هذیان های شبانه» ثبت شده است

صدای خسته ای که از ته حلقومی  بغض زده بیرون میاید ارزش شنیدن ندارد 

دلم میخواهد سکوووت کنم
گلویم باردار کلماتی است که همچون جنین نارسی قبل از به دنیا آمدن سقط میشود
من به سکوت عادت کرده ام..........
نخواه سخن بگویم، 

سکوت من شیشه ای  شده است که اگر بشکند  زخم های فراوانی به جا میگذارد


 اینبار تو حرف بزن بگذار کلماتت را عصایی کنم و  به آن تکیه دهم بگذار این روح خمیده ام دست در دست واژه هایت  از جا  بلند شود....


من به سکووووت عادت کرده ام

اما تو حرف بزن ...........

 

حرف بزن ابر مرا باز کن 

دیر زمانیست که بارانیم

 


بهش گفتن چرا یهو  همه چیز رو گذاشتی رفتی 

گفت گاهی وقتا واسه اینکه بقیه راحت باشن باید  بگذاری بری

اینجوری اونایی که تو رو به خاطر خودت میخوان میان دنبالت

اونایی هم که به زور تحملت میکردن راحت میشن از دستت

اونایی هم که دچار تردید بودن نمیدونستن تو یا دیگرون وقتی نباشی راحت تر میتونند سنگاشون رو با خودشون وا بکنند بین تو و دیگرون انتخاب کنند


به نظرم راست میگفت گاهی باید همه چیز را ول کرد و رفت آن وقت عیار خواستن ها مشخص میشود 

خدا نکنه یهو خدا بخواد عیار خواستنمون رو بسنجه با کدوم دسته ایم



!

  • س ب و ...

باید که لهجه کهنم را عوض کنم
این حرفِ مانده در دهنم را عوض کنم

یک شمعِ تازه را بسرایم از آفتاب
شمع قدیم سوختنم را عوض کنم

هرشب میان مقبره ها راه می روم
شاید هوای زیستنم را عوض کنم

بردار شعر های مرا مرهمی بیار
بگذار وصله های تنم را عوض کنم

بگذار شاعرانه بمیرم از این سرود
از من مخواه تا کفنم را عوض کنم

من که هنوز خسته باران دیشبم
فرصت بده که پیرهنم را عوض کنم

علی داوودی


میان دویدن هایت برای زندگی کمی بایست

مکث کوتاهی بکن اطرافت را نگاهی بیانداز

مگذار در تند دویدن هایت زیبایی های زندگی محو شون


این روزا دلهره، استرس، نداشته ها، داشته ها، بی حوصلگی ها، گله ها ، کنایه ها همه و همه دست به دست هم دادن تا نتونم شیرینی خیلی از لحظات رو درک کنم  باعث شدن تلخ باشم و تلخ حرف بزنم 

فقط لحظاتی آروم بودم که می رفتم قبرستون و به آخر این راه نگاه میکردم 

شاید دیدن قبر اون زنی که از داریی دنیا  هیچی کم نداشته اما هیچکس حاضر نشده براش یه سنگ قبر بذاره فقط یک مشت سیمان به روی قبرش کشیدن و انگار یکی با انگشت اسم اون رو روی این سیمانا حک کرده به من نهیب میزنه که داری به کجا میری اول و آخر متعلق به اینجایی 

هر روز برای روح مرده خودم این ذکر رو میخونم

االسَّلامُ عَلَى أَهْلِ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ مِنْ أَهْلِ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ یَا أَهْلَ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ بِحَقِّ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ کَیْفَ وَجَدْتُمْ قَوْلَ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ مِنْ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ یَا لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ................


  • س ب و ...

کمی خوشحالم 

کمی ناراحتم

میان غم و شادی گیر کرده ام

و انگار پایان ندارد 

تردید هایم

و انگار همیشه باید در بی خبری به سر ببرم

و انگار همیشه باید در جهولای خود بمانم


  • س ب و ...

هیچ وقت مفهوم دل شکسته رو نمیفهمیدم اما امروز و امشب قشنگ صدای شکستگی دلم رو شنیدم البته خیلی وقت بود ترک برداشته بود ولی امروز شکست و با تمام وجود مقاومت میکنم تا جمع کنم خرده ریزه های دلم را  تا مبادا زندگی کسی را زخمی کند.

  • س ب و ...